تبليغاتX
هیچ وقت به آرامش کنار اسب فکر کردی؟
 اسامی اسبها و تاریخچه هایی در باره ی آن
نام اسب‌های گوناگون در زبان فارسی

  • اَبرَش اسبی است که در پوستش لکه‌هایی به غیر از رنگ اصلی‌اش وجود داشته باشد.
  • باره یا بارگی، به معنی مطلق اسب گفته می‌شود و ربطی به باربری ندارد.
  • بالاد و بالاده، به اسب تندرو یا اسب یدکی گفته می‌شود.
  • بوز، به اسب نیله (کبودرنگ) گفته می‌شود.
  • توسن، اسب سرکش را می‌گویند.
  • جُرده، به اسب اخته می‌گویند.
  • چرمه، به اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد گفته می‌شود.
  • خنگ، اسب سپید را می‌گویند.
  • سمند، اسب زرد را می‌گویند.
  • نَوَند، اسب تندرو را می‌گویند.
  • یَکران، اسب نژاده و نجیب را گویند.

عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونه‌های اسب را چنین بیان می‌کند:

  • الوس چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، بادخنگ، مگس‌خنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاک‌رنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشه‌گون، ادس، زاغ‌چشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند.

واژه‌شناسی

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، گشتاسپ، جاماسپ، لهراسب، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ، سیاوش و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است. در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. اسب برای اولین بار در آسیای میانه که بعدها تورکستان نام گرفت اهلی شده‌است سپس به دشتهای ایران و راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را برای به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است. عربها برای اولین بار در دوره تجارت معروف به رحله شتا و صیف با اسب آشنا شدند و آن را بکار گرفتند.

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در دوشنبه 24 اسفند1388  |
 لوئیز فیروز

31 May 2008

لوئيزفيروز





 ده سال پيش، وقتی سوارکاری و در باشگاه شکی شروع کرده بودم، يه روز يه خانم شصت ساله و سرحال آمريکائی با لهجه نسبتا خوب تهرونی به من نزديک شد و گفت : زياد زحمت نکش، از تو سوارکار در نمی ياد . اگه باشگاه اسب سواری مکتب شکی رفته باشيد ( الان درست کنار پل اتوبان يادگار روی پارک وی قرار داره) فضای بسيار سبز و دلچسبی داره، ساختمون های آخرهای دوران قاجار ، با همون سبک خمار و نمور

بعد سواری، خسته بهمراه بوی عرق تن اسبا، خودمو کشيدم تو کافه ترياش که يه قهوه بزنم. خانم لوئيز فيروز، همسرمرحوم فيروز، يکی از بنيانگذارهای اسب سواری کلاسيک در ايرون، تنها داشت با چائيش حال می کرد. سال 1952به همراه همسرش آقای فيروز از امريکا به ايرون اومد و حتی بعد فوت شوهر ورزشکارش حاضر به برگشتن به امريکا نشد.... عاشق اسبچه های خزر بود ، اون با ترکيب چند نژاد اسب ايرونی ، به نژاد خالص و خاصی از اسب رسيده بود که با داشتن تمام خواص اسب های بزرگ ، لاغر و کوتاه و جمع و جور بود، بهترين اسب واسه آموزش سواری به بچه ها

اين نژاد يه نژاد اصيل ايرونی بود ، به نام اسبچه های خزر ( با pony فرق داره ها ) ، که بصورت نا خالص ، در ترکمن صحرا و اطراف گرگان و اينچه قرون زندگی می کرد ، لوئيز ، چهل و پنج سال از عمرش و صرف خالص سازی اين اسب کرد ، وآخرش موفق شد

بعد انقلاب رفته بود ، استان گلستان ، شهر کلاله ، نزديکای ترکمن صحرا ، مرکز پرورش اسب راه انداخته بود ، بخاطر اسبچه های خزر ، شهر کلاله ، با دو سه تا مسافر خونه تميزش ، قطب توريستی شده بود ، محققين اروپائی و آمريکائی لول می خوردن اونجا

پنج روز پيش تو يه درمونگاه ، در سن هفتاد و چهار سالگی ، در گوشه ای از اين خاک که عاشقش بود ، گنبد کاووس ، تو رويای صدای سم اسب های کوچولو ، چشمان آبی و درخشانش ، واسه هميشه بسته شد

پی نوشت: ميشه واسه بزرگداشت لوئيز اين مطلب و تو وبلاگت قرار بدی



منبع:http://hakem134.blogspot.com/2008/05/blog-post_31.html
 
|+| نوشته شده توسط خبیث خان در پنجشنبه 26 دی1387  |
 Appaloosa
معرفی نژاد اسب Appaloosa  

 

     

اسب نژاد آپالوزا از نسل های اسب های وارد شده به آمریکا توسط اسپانیائی ها است و از آنجا منشاء گرفته است.الگوهای اسب نژاد آپالوزا متغیر است.بیشتر اسب های این نژاد روی کپل شان سفید و کمر هایشان تیره است و دارای لکه های مدور تخم مرغی شکل اند. در برخی مواقع تمام بدن خال خالی با لکه های خاص است. چشم با رنگ سفید احاطه شده است.سم ها به طور عمودی نوار های سیاه و سفید دارا می باشد.قبیله سرخ پوست نزپیرس یک برنامه تولید مثل انتخابی را با بکار بردن این اسب های خال دار ترتیب داد بعد از اینکه سرخ پوستان در جنگ جهانی با ایلات متحده شکست خوردند اسب های این قبیله نیز در غرب امریکا پراکنده شدند و در سال 1930 علاقمندان با این نژاد در امریکا افزایش پیدا کرد.در واقع نسل نزپیرس گله مادر اصلی برای اسب های نژاد های امروزی است،این اسب ها تنها برای سواری آزاد ، شو ، مسابقه در حد معمولی، رژه و به عنوان گله مادر مورد استفاده قرار می گیرند.قد این اسب ان بین 50/1 تا 65/1 است. دست و پا های کشیده دارند و گردن متناسب با بدن.. مدت زمان آبستنی  اشان نیز مثل اسب های دیگر 11 ماه است. بیشتر به رنگ های کهر و قره کهر دیده می شوند

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در پنجشنبه 26 دی1387  |
 Persian Horse
اسب ايراني
ميراث‌ايران- تورج بخشايش:
اسب تاريخ را همراه ايرانيان دويده است.وقتی قصد داریم اصالتمان را نشان دهیم می‌گويیم «از اسب افتاده‌ایم، از اصل که نيفتاده‌ايم».

اگر هدیه‌اي براي یك نفر ببریم و طرف شروع کند به عیب و ایراد گرفتن، به‌اش می‌گويیم «اسب پیشکشی را که دندانش را نمی‌شمارند». اگر با یك نفر هم‌صحبت شويم و طرف بیشتر از آن چیزی که لایقش است توقع تعریف و تمجید داشته باشد و از حرف يا برخورد ما برنجد، می‌گویيم «به اسب شاه گفته‌اند یابو» يا وقتی می‌خواهيم از تاثير هم‌صحبتي و همنشيني بگوييم، یاد این ضرب‌المثل می‌افتیم که «اسب و خر را که یكجا ببندند، اگر هم‌خونشوند، هم‌بو می‌شوند».

در تمام اين ضرب‌المثل‌ها یک كلمه مشترك  وجود دارد؛ اسب. در فرهنگ و متون مذهبي ایرانی‌ها اسب همیشه حضور پررنگ و مهمی داشته. حتی در آياتي از قرآن مجيد هم به اسب اشاره شده و به آن قسم ياد شده؛ «سوگند به اسبان دونده که نفس همی زنند به آواز در تاختن و آتش جهنده از سم‌هایشان...».

در ادبيات ایران باستان در مورد خلقت اسب افسانه جالبی وجود دارد. گفته شده که وقتی خداوند خواست اسب را بیافریند به باد جنوب گفت خود را جمع کن که می‌خواهم موجودی سریع‌تر از تو بیافرینم. باد گفت موجودی نیافرین که او را به آتش عذاب کنی. پس خداوند به فرشته‌ای دستور داد تا مشتی باد را در دست بگیرد و از آن اسبی به رنگ قهوه‌ای و قرمز آفرید.

بد نيست بدانيد
  برخی اعتقاد دارند که برای نخستین بار هند و اروپايیان اسب را اهلی کردند.
  در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد، به کار بردن دهنه فلزی و تخته زین نمدی یا بافته‌شده رایج شد.

  تا اواخر دوره ساسانی، به‌کار بردن رکاب برای سوارکاری در ایران مرسوم نبوده است.
  نام اسب از ایران و زبان پارسی گرفته شده است. اسب در زبان اوستايی اسپا، در زبان پهلوی اسپ، در زبان هندی اسوا و در لهجه کردی هسپ تلفظ می‌شده است.

  اصولا نام قوم پارس با اسب پیوستگی دارد و واژه فرس که در زبان عربی به معنای اسب است، از واژه فارس گرفته شده است.

  بسیاری از اسامی ایرانی با نام اسب همراه است مثل پوروشسب نام پدر زرتشت که به معنی «دارنده اسب» است یا پیراسب (دارنده اسب تندرو)، گرشاسب (دارنده اسب لاغر)، ارجاسب (دارنده اسب ارجمند) و جاماسب (دارنده اسب زورمند) و...

  رنگ بعضی اسب‌ها دائمی است و رنگ بعضي دیگر با بالا رفتن سن تغییر می‌کند.
  رنگ‌های اصلی اسب‌ها عبارتند از: کرنگ، طلایی، سیاه، کهر و سمند. رنگ‌های مرکب هم شامل رنگ‌های نیله، موشی، خاکستری و ابرش می‌شوند.

 مادیان سرنا ا سپدان


اسمش سرنا اسپدان و متولد1378 در شیراز است. این حيوان یکی از بهترین مادیان‌های نژاد ترکمن است. اسم پدرش بتوقره تپه و اسم مادرش چشمه است که هر2 از نژاد اصیل ترکمن هستند. شناسنامه این اسب‌های باارزش از شناسنامه انسان کامل‌تر است و معمولا شجره‌نامه‌های درست و حسابی دارند.

اسب‌های ترکمن از اصیل‌ترین نژادهای اسب‌هاي دنیا هستند که هنوز تا حدودی دست‌نخورده باقی مانده‌اند. دلیل این اصالت هم این است که منطقه ترکمن‌ها تا پایان قرن19 با دنیای خارج به سختی در ارتباط بود و اصالتشان حفظ شد. چینی‌ها عاشق اسب‌های ترکمن بودند و به آنها لقب اسب‌های اسامانی داده بودند. آنها به خاطر به دست‌آوردن اسب‌هاي ترکمن با حکومت بلخیان جنگ كردند.

اسب تركمن اندامی کشیده، دمی باریک و سر و گردنی بسیار زیبا دارد. اين اسب‌ها بسیار سریع حرکت می‌کنند و به همین خاطر بسيار مورد توجه شاهان و حاکمان بوده‌اند.

 یادگارگز


این یکی اسمش یادگار گز است؛ يك اسب نر درست و حسابی. اسب بازها به این رنگ می‌گويند نیله. اسم پدرش یادگار و اسم مادرش جمال گزل است. هر دو هم ترکمن اصیل هستند. نژاد اصیل اسب ترکمن در 2 دوره از تاریخ به شدت ضربه خورد: یکی دوره نادرشاه بود.

زمانی که نادر می‌خواست طبق معمول به هند حمله کند و کمبود ذخیره خزانه شاهی را جبران کند، دستور داد تا مادیان‌های ترکمن را با اسب‌های عربی جفت کردند و یك نژاد دورگه جدید به اسم چناران به وجود آورد که برای طی مسافت‌های طولانی مناسب و با استقامت بود. یکی هم دوره‌ای است که اسب‌های منطقه فارس و خوزستان به گرگان فرستاده شدند تا با نژاد ترکمن جفت بشوند كه در نتيجه، نژاد دو رگه یموت متولد شد. در مورد اسب‌های ترکمن افسانه‌های زیادی در تاریخ دیده شده. گفته‌اند که در سپاه داریوش 30‌هزار رأس اسب ترکمن وجود داشته.

 یراق برنزی


یک یراق برنزی که از لرستان به دست آمده. اجداد لرهای امروزی که به کاسی‌ها معروف بوده‌اند، ماهرترین رام‌کننده‌های اسب و سازندگان مفرغ بودند. کاسی‌ها با مفرغ و اسب موفق شدند  بر سرزمين‌هاي زيادي حکومت کنند. آنها با مفرغ شروع کردند به ساختن  سلاح و مهمات و تا جایی که می‌توانستند اسلحه ساختند.

بعد هم ارابه درست کردند و با اسب‌های تعلیم دیده ارابه‌ها را راه انداختند و افتادند به کشورگشایی... این یراق بسیار زیبا از 2 اسب  ظریف تشکیل شده و یادگار همان دوران است. کاسی‌ها آن‌قدر به اسب علاقه داشتند که در اوایل وقتی یکی از آنها می‌مرد، اسبش را هم می کشتند و با او چال می‌کردند تا در آن دنیا بی‌اسب نماند.

 نقش برجسته طاق بستان


این هم نقش برجسته‌ای در طاق بستان که خسرو پرویز را سوار بر اسب معروفش - شبدیز - نشان می‌دهد. این اسب در ادبیات ایران و عرب بسیار مشهور است. گفته شده که خسرو پرویز قسم خورده بود که هر کس خبر مرگ اسب نازنینش را برايش بیاورد، خونش را بريزد.

وقتی هم که شبدیز مرد، هیچ‌کس جرأت نداشت  خبر مرگش را به خسرو پرویز بدهد تا اینکه باربد - موسیقی‌دان و نوازنده معروف دربار ساسانی - ترانه‌ای به اسم شبدیز ساخت و در آن به پیری و ناتوانی شبدیز اشاره کرد. خسرو پرویز  قضیه دستگيرش مي‌شود و با عصبانیت داد مي‌زند پس شبدیز مرده و باربد هم در جواب مي‌گويد: «من نگفتم، خسرو خودش خبر مرگ شبدیز را اعلام کرد».

از ديگر اسب‌هاي مشهور تاريخ ایران، رخش رستم است كه آخر کار با رستم در چاهی که شغاد - برادر رستم - کنده بود افتاد و اسب و اسب سوار با هم، جان به جان آفرین تسلیم کردند.

 اسب خزر (پاني)

فقط 4دهه از شناسایی این نژاد می‌گذرد. به نظر می‌رسد اسب خزر از قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین اسب‌های ایران باشد. این نوع اسب قبل از انقلاب به‌طور تصادفی توسط یک خانم که با اسب‌ها آشنا بود، شناسایی شد و خود او شروع به جمع آوری و تکثیر این نژاد کرد. اسب خزر قابلیت‌های ویژه و منحصر به‌فردي دارد.

هر چند قد این نوع اسب نسبت به اسب‌های ترکمن و عربی کوتاه‌تر است اما قدرت پرش فوق‌العاده‌ای دارد. به نظر می‌رسد که فرنگی‌ها بیشتر از ایرانی‌ها  به ارزش این اسب پی برده‌اند چون تقاضای خرید این نژاد بسیار بالاست.

براي پي بردن به اصالت اسب خزر مي‌توان به نقش برجسته‌ها و مینیاتورهای قدیمی رجوع كرد. در کتیبه داریوش - که مربوط به 2500سال پیش است و در حال حاضر در موزه بریتانیا نگهداري مي‌شود- تصویر 2تا اسب خزر با تمام جزئیات به چشم مي‌خورد.

 ظرف اسبی شکل

 2800سال عمر دارد و آن را در ماکو کشف كرده‌اند. اگر خوب دقت کنید، تجهیزات مربوط به اسب‌های آن دوره را که روی این ظرف نقاشی شده، به خوبی می‌بینید. در آن زمان، هنوز زین و رکاب اختراع نشده بود و به جای زین از يك تکه پارچه نمدی
 - که به جل اسب معروف بود - استفاده می‌کردند.

  اسب پيشكشي
تصویری از حجاری‌های دیواره جنوبی پلکان شرقی کاخ آپادانا در تخت جمشید که به کتیبه هدیه‌آوران مشهور است. در اين كتيبه، نماینده ارمنی‌ها اسبی را هم جزء اموال پیشکشی برای شاه هخامنشی آورده.

 در دوره هخامنشی اسب‌پروری و سوارکاری به شدت رواج داشت و شاهان هخامنشی بدجوری عشق اسب بودند تا جایی که داریوش وقتی می‌خواهد پادشاهی خودش را به رخ بکشد می‌گوید: «این بوم پارس را - که زیباست و خوب اسب و خوب مردم است... اهورامزدا به من بخشید».

حالا ببینید از نظر این شاه، اسب چه موجود باارزشی بوده که نام اسب را جلوتر از نام مردمش مي‌آورد. در نقش برجسته هدیه‌آوران، از 23هیاتی که برای دادن خراج و هدیه به دربار شاه آمده‌اند، 9 هیات با خودشان اسب هم آورده‌اند. در این دوره، ارابه و گردونه از رده خارج شد و سواره‌نظام جای آن را گرفت.

در تاریخ آمده که اسبان خشایارشا در مسابقه‌ای از بهترین اسبان یونانی مقدار زیادی جلو زدند. بر اساس  افسانه‌ای، اسب داریوش باعث به تخت‌نشستن او شد؛ به این صورت که 7 سردار قرار گذاشتند در طلوع خورشید در صحرایی جمع شوند و اسب هر کدام که اول شیهه زد او شاه شود و اسب داریوش هم اولین شیهه را زد. البته بعید است که سرداران هخامنشی سرنوشت مملکت را به دست چند تا اسب سپرده باشند!

با تشکر از آقای تورج بخشایش

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در جمعه 15 آذر1387  |
 ..................

 

 

سوارکاري، ورزشي است که شاخه هاي متعدد و علاقمندان فراواني دارد. سوارکاري و تماشاي مسابقات مربوط به آن براي بسياري از افراد يک سرگرمي بزرگ محسوب ميشود و شامل رشته هايي چون اسب دواني، چابک سواري، پرش با اسب، چوگان، درساژ) حرکات نمايشي اسبهاي تربيت شده(، شکار با اسب، روديو Rodeo) مسابقه با اسبهاي وحشي (، اسب دواني استقامت و رشته هاي متعدد و تماشايي ديگر.
براي آشنايي با اين ورزشها، بهتر است از معرفي متداول ترين آنها، يعني اسب دواني آغاز کنيم :


* اسب دواني
اسب دواني، رشته اي پر سابقه در سوارکاري است که در طي قرون متمادي اجرا مي شده است، ارابه راني، يک مثال از مسابقات سرعت در زمان روم باستان است. در اساطير تمدنهاي مختلف نيز، به مسابقه با اسب بسيار اشاره شده است و راندن ارابه و داشتن اسبهايي جادويي، از ويژگيهاي قهرمانان اسطوره به شمار ميرود و خود دليل موجهي براي اهميت اسب و سوارکاري در تمدنهاي باستاني به شمار ميرود.
مهمترين شکل اسب دواني، چابک سواري با اسبهاي اصيل يا thoroughbred racing نام دارد و در بسياري از کشورهاي جهان علاقمنداني دارد.
)لازم به توضيح است که نژاد تروبرد، در اصل نژادي ترکيبي است که از ترکيب اسبهايي با ويژگيهاي مشخص چون اندام قوي، سرعت، زيبايي، مقاومت و... به دست آمده اند و متخصصان پرورش آنها، با پرداخت مبالغ گزاف، ماديان يا اسب نر خاصي را براي گرفتن نطفه اجاره ميکنند تا کره هايي با مشخصات اصلاح شده به دست بياورند. (
ارابه راني تک اسبه نيز در ايالات متحده، کانادا، استراليا، فرانسه، ايتاليا و اسکانديناوي تا حدي مورد توجه است. مسابقه اسب دواني براي اسبهاي کوچک و قوي که کوارتر هورس quarter horse ناميده ميشوند نيز در ايالات متحده طرفداران بسياري دارد.
امروزه در بسياري از کشورهاي جهان، پرورش، اصلاح نژاد و تربيت اسب و همچنين برگزاري و شرکت در مسابقات اسب دواني يک فعاليت اقتصادي قابل توجه به شمار مي آيد و جالب است بدانيد که صنعت قمار يکي از حاميان بزرگ آن است، زيرا شرط بندي بر روي اسب، يکي از رايج ترين و به نوعي قابل دسترس ترين انواع قمار به شمار ميرود و براي گردانندگان اين صنعت بسيار سودآور بوده است.
اسبهاي استثنايي و خاص، ميتوانند در مسابقات برنده ميليونها دلار شوند و فروش نطفه آنها براي اصلاح نژاد، ميليونها دلار به جيب صاحبانشان سرازير ميکند. سبک مسابقه، مسافت تعيين شده و شيوه برگزاري آنها، بسته به کشوري که برنامه در آن اجرا ميشود با يکديگر تفاوت دارند و کشورهاي بسياري هستند که سبکهاي متفاوت اسب دواني در آنها اجرا ميشود.


براي مثال در انگلستان، مسابقاتي اجرا ميشوند که در آنها از مانع استفاده ميشود که يا به شکل پرچين و يا خاکريز هستند و به نام مسابقه ملي شکار (National Hunt racing) شهرت دارند، از طرفي مسابقاتي به نام مسابقه يکنواخت يا مسطح (Flat racing) نيز وجود دارد که در مسافت معيني انجام ميگيرد و در آن از هيچ مانعي استفاده نميشود. انگلستان موطن بسياري از چابک سواران نام آور بوده است که در ميان آنها ميتوان به گوردون ريچاردز (Gordon Richards) اشاره نمود.
در ايالات متحده، مسابقات اسبدواني در زمينهاي مسطح خاکي يا چمن برگزار ميشود که بيشتر آنها هم از نوع چابک سواري با اسبهاي اصيل هستند. مسيرهاي ديگر مسابقات شامل پيستهاي مسابقات کوارتر هورس و اسبدواني با مانع هستند که البته گاهي به ترکيبي از اين سه نوع هم برميخوريم. مسابقه با نژادهاي خاص مانند مسابقه با اسب عربي، در اندازه هاي محدودتري به چشم ميخورد.


مسابقات اسبدواني با اسبهاي اصيل در مسافتهاي مختلف انجام ميشود که رايجترين انواع آن 405 فورلانگ معادل 905 متر تا يک و نيم مايل معادل 2414 متر است. پرورش دهندگان اسب با درنظر گرفتن اين مسافات، اسبهايي با ترکيب نژتدهاي خاص پرورش ميدهند که بنا به نوع مسابقه سريع يا مقاوم باشد.
نقطه اوج در مسابقات اسبدواني آمريکا، به طور سنتي مسابقات اسب دواني کنتاکي است که همراه با Preakness Stakes و Belmont Stakes، مجموعه Triple Crown را تشکيل ميدهند که مسابقات مخصوص اسبهاي سه ساله است.
مسابقات چابک سواري تروبرد در آمريکا يک تالار افتخار (Hall of fame) دارد که در آن مجموعه بزرگي از شناسنامه اسبها، چابک سواران و تربيت کنندگان اسب و همچنين عکسها، يادگاريها و وقايع نگارها نگهداري ميشود.
با توجه به اينکه توجه علاقمندان سوارکاري و رسانه هاي خبري بيشتر بر روي موفقيت اسبهاي نر در مسابقات و همچنين نژادهاي اصيل نر براي اصلاح نژاد متمرکز است، تبليغات بسيار کمتري بر روي ماديانهاي اصيل انجام ميگيرد. يکي از اين ماديانها، لا ترويين (La Troienne) نام دارد که يکي از باارزش ترين ماديانهاي قرن بيستم محسوب ميشود و بسياري از اسبهاي قهرمان نژاد تروبرد، از نسل او هستند.
مشهورترين اسب استراليا فارلپ (Phar Lap) نام دارد که در اصل نيوزيلندي و يک اسب يورتمه رو اصيل و بيار موفق در دهه 60 بود


در کانادا، مشهورترين اسب، نورترن دنسر (Northern Dancer) نام داشت که پس از برنده شدن در مسابقه کنتاکي و پريکنس (Preakness)، موفقترين اسب و پدر تروبرد نام گرفت . پسر او که نيژينسکي (Nijinsky) دوم نام دارد نيز داراي شهرت فراواني است.
يک اسب مشهور ديگر، شرگر (Shergar) نام داشت و در ايرلند که به خاطر تاريخ اسبدواني خود بسيار شهرت دارد، به مقام قهرماني مسابقات اسبدواني تروبرد شد. اين اسب در 8 فوريه 1983 دزديده شد و هرگز يافته نشد.
همه اساتيد سواركاري معتقدند كه تا سواركاري هر چقدر هم مستعد اصول و مفاهيم اوليه را به درستي درك نكرده باشد ، نمي تواند ادعا كند كه سواري را به درستي آموخته است .
هرگز هيچ بنائي روي ستونهاي لرزان پايدار نيست و اسب و سواري كه خود به درستي به آنچه انجام مي دهند واقف نيستند ، قادر نخواهند بود به استعدادهاي نهفته در درون خود پي ببرند . به همين دليل اصول اوليه حاكم بر سواركاران و اسب هاي پر ش را نه روي مانع بلكه بايد روي زمين جستجو كرد .
اين اصول عبارتند از : آرام ، مستقيم ، به جلو و در نهايت حركت صحيح روي خط شكسته و قوس ها . كه ابتدا در باره اين اصول و پس از آن وابسته گان آنها« تعادل و آهنگ حركت» بحث مي كنيم . «گوستاو اشتين برشت» بزرگ استاد ورزشهاي سواره آلمان درباره اصول ابتدائي سواركاري مي گويد ، اسب خود را مستقيم به جلو هدايت كنيد


ژنرال «لوت» استاد بلند آوازه فرانسه اين اصول را قبول كرده و آرام را بر آن مقدم دانسته ولي مي گويد« آرام ، مستقيم به جلو » ، كه جزءجزء اين اصول ريشه اي به درازاي عمر و تجربه اين اساتيد و و ديگر بزرگان سواري دارد ، قابل بحث ، گفتگو و تفكر هستند. بعنوان مثال ، بايد از خود سوال كنيم كه ابتدا حركت اسب روي خط مستقيم مهم تر است يا تمركز روي اطاعت محض در حركت به جلو .
در حاليكه اين اصل ّ حركت به جلو و مستقيم بودن ّ جزء اصول جدائي نا پذيرند نمي توان از اسبي كه اندامش مستقيم نيست توقع داشت به نحو دلخواه به جلو حركت كند ، چرا كه ّكجي« نقص طبيعي » باعث تخريب روند حركت موزون و روان به جلو مي شود. در واقع مي توان منشاء امتناع اسب از حركت روان و دلخواه به جلو را در كجي ، خصوصيات اخلاقي و ذاتي اسب جستجو كرد و در نظر داشت كه مستقيم نگه داشتن بدن اسبي كه ميل ندارد به جلو حركت كند هم ، مشكل است . بنا بر اين بايد قبل از تصميم گيري بر تقدم و يا تاخر هر يك از اين مقوله ، مشخصات اصولي هر يك و ارتباط آنها با يكديگر را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرارداد .
مستقيم بودن : در چه حالي اسب كاملا مستقيم است ؟ به عبارت ديگر ، در چه حالتي تمامي ستون فقرات او روي خط مستقيم قرار گرفته است ؟ تشخيص اين حالت براي مشاهده كننده اي روي زمين در حال نظاره اسبي در حال ايست ساده است . يعني اسب مستقيم است يا در ظاهر اين گونه بنظر مي رسد كه ، چهار پاي او روي اضلاع مستطيلي به درستي رسم شده قرار گرفته و وزن او به تساوي روي چهار پايش تقسيم شده باشد.
اما وضعيت اندام اسب زير پاي سوار ، ايستاده يا به هنگام حركت ، متفاوت است . در حركت ستون فقرات انحرافي جانبي دارد و در گام هاي مختلف چگونگي استقرار دنده ها متفاوت هستند . به هر حال اگر در حركت هر يك از اندامهاي حركتي جانبي روي خطي مستقيم در راستاي حركت قرار داشته باشند ، مي توان گفت اسب مستقيم است . در اين حالت بايد در نظر داشت كه عرض كپل اسب از سينه او بيشتر است و چنانچه نظاره گر اسبي باشيم كه از روبرو به طرف ما مي آيد و پاهاي جلو ، پاهاي عقب را مي پوشانند در حاليكه بخش كوچكي از سم پاي عقب هم قابل روئيت است ، بايد قبول كنيم كه اسب مستقيم است.
از طرف ديگر حالت قرارگيري ما روي زين ،ساده ترين روش براي قضاوت درباره مستقيم بودن اسب به شرطي است كه : وزن به تساوي روي هر نشيمن تقسيم شده باشد ، نشست سوار كار در عمق زين باشد ، هر ساق به تساوي در طرفين اسب آويخته باشند ، حركت متساوي و متعادل هر دو كتف اسب قابل روئيت باشد ، سرو گردن اسب مستقيم و درست در وسط اندام سوار ، گوشها مساوي ، مژه غير قابل روئيت و دستجلوها به طور كامل به تساوي در هر دو دست قرار گرفته باشند. فقط در اين حالت است كه سوار مي تواند قاطعانه اسب را مستقيم براند

 iranianhorse
کپی از سایت شرکت گاز ملی ایران

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در دوشنبه 6 آبان1387  |
 اطلاعات بیشتر در باره ی درساژ

حركت های پیشرفته

این حركتها مهیج و لذت بخش ترین مراحل آموزش و سواركاری هستند . اگر تمام مراحل اولیه ، مقدماتی و متوسط آموزش موفقیت آمیز باشد . می توان آموزش را در این مرحله شروع كرد و همواره سوار باید اول از خود و پس از آن اسبش را بی طرفانه مورد انتقاد قرار دهد
گام برداری اسب باید منظم و آزادانه ، همواره با آنچنان تعادلی باشد كه به راحتی و سبك بارانه حركت ها را اجرا كند . قسمت عقب او باید كاملا فعال بوده و حداكثر تحرك ممكن را تولید كند . او باید در تمام قسمتها از عقب ، كمر ، آرواره های پائینی و …. نرم بوده ، اثرهای تعادلی و تحركی ساق ، نشست و دستهای سوار را قبول كند . این اثرها باید به قدری نرم و روان باشد كه بنظر برسد این خود اسب است كه همه كارها را انجام می دهد. تحرك ، فعالیت و نرمی مفاصل باید عاری از هرگونه درگیری باشند ، وقتی اسب با آرامش و بدون عجله به اثرها جواب داد ، حركت را با دقت لازم كه ناشی از تعادل جسمی و روانی اوست انجام می دهد .


حركت های پیشرفته
تلاش اسب و سوار برای اجرای حركت های مشكل


تلاش اسب و سوار برای اجرای حركت های مشكل

اسبی كه به درستی آموزش دیده باشد ، تا حد ممكن تلاش می كند حركتهای مشكل را اجرا كند و از ارضاء سواركار خود لذت می برد. اسبهای درساژ هم مانند اسبهای پرش ، ارابه ، و …. از اجرای حركت های صحیح لذت می برند واضح است اسبی كه به درستی آموزش ندیده و شاهد رفتار صحیحی با خود نبوده بهنگام پرش بطرف موانع حمله كرده ، و هیچ گاه در نمی بابد كه از او چه می خواهند. این گونه عكس العملها ممكن است ناشی از حركتهای سواركاری زیاده خواه و از خود راضی باشد كه نمی تواند قابلیتهای اسبش را درك كند. ممكن است اسب احساس كند ، آنچه از او خواسته شده ، انجام داده ، ولی بدون تشویق و بها دادن به تلاش او ، پریشان ، منقبض و ناخشنود می شود .
انتقاد از خود و صرف زمان برای تربیت برای تربیت اسب از اهمیت به سزائی برخوردار است .

هیچ كسی كامل نیست و نمی توان سواركاری را پیدا كرد كه از حركتی عجولانه و یا ناتوانی در تفهیم مطلبی در طول آموزش متاسف نشده باشد. اگر اشتباهی رخ داده باشد ابتدا اسب واكنش نشان می دهد و سپس سواركار در پی رفع آن برآمده و جبران مافات خواهد كرد . بعنوان مثال ممكن است از اسب خواسته شود تعویض دست به هنگام چهار نعل روی هوا انجام دهد . او چندین بار اشتباه می كند . ممكن است سوار بیش از حد روی اثرها پافشاری كرده به خشونت روی آورده، اسب را پریشان كند و نتیجه ای هم عایدش نشود . واضح است كه مشكلی پیش آمده و باید بلافاصله حركت قطع شود و موقعیت مورد بررسی قرار گیرد .
بخصوص وضعیت سوار به عقب برگشته ، از نو تعادل و تجمع نرمش و حركت نوسانی اسب را كامل كنیم . در این مرحله تمرین تعویض دست روی هوا را چند روزی كنار گذارده ، تعویض ساده دست و كار روی دو محور را تمرین كنیم ، تا تجمع اسب بهبود پیدا كند .وقتی به تعادل حقیقی خود و اسب اطمینان پیدا كردید ، دوباره تمرین تعویض دست روی هوا را از سر بگیرید ، دقت كنید فقط چند بار حركت را تمرین كرده و در صورت جواب مساعد اسب ، او را كلافه نكنیم و حتی در صورت پیشرفتی جزئی راضی شده و هدف بهبود تدریجی باشد .
آگاهی از مشكلات بسیار مهمتر از خود مشكل است . موضوع حیاتی شعور سواركار است و اینكه تا چه حد اسبش را احساس می كند . اسب موجودی است زنده ، متحرك و حساس كه امكان دارد همانند طفلی از كار دل زده شود . به هنگام كار درساژ با اسب باید سوار در حداكثر تمركز بوده و تمامی حواس اسب را به خود جلب كند . اسب فقط قادر است آنچه از او خواسته می شود انجام دهد و تعادل ، توجه و نظم گامهای او زمانی به اوج می رسند كه نشست ، ساقها ، دستها و بطور كلی تمامی اندام و نحوه حركت سوار در هماهنگی كامل با حركتهای اسب باشند

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 رفتار شناسی اسب

اصول كلي رفتار با اسب:
رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:
همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .
اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .

ارتباط:
آ
نهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:
به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :
همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد

چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:
مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد .

...........................................................................................................................................
رفتار شناسي اسب
 

 

بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب :

 امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات:

اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن :

اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني :

اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده:
 اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .

ساز و كار دفاعي :

 بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .

كنجكاوي:

 اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب :

به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد:

 اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .

حافظه قوي:

حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .

The image “http://www.heyvanat.com/animal-gallery/horse/AQ0692_0.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

غرايز:
 اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.

ترس:
در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.
در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

عصبيت :
 سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم:
 اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.

درد:
ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي:
 اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي :
 
اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده:
 گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده :
سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت:
 گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .

بازيگوشي:
 ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري:
 گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو:
ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات:
 
صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه:
براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .

شيهه ملايم :
 اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود

هرهر:
دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ:
 نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .

شيهه جيغ مانند:
 نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .

فرنه:
به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.

Below:
نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.

جيغ:
صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .

آه:
 صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در جمعه 1 شهریور1387  |
 marg

cheghadr ajibe

ta mariz nashi kasi barat gol nemiyare

ta gerye nakoni kasi navazeshet nemikone

ta faryad nakeshi kasi be tarafet bar nemigarde

ta ghasde raftan nakoni kasi be didanet nemiyad

...va ta vaghti namiri kasi toro nemibakhshe

mimiram ta mano bebakhshi

taghdim be arezoye arezoham

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در شنبه 29 تیر1387  |
 fereshte va shaer

 شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

 فرشته پری به شاعر داد و شاعر،شعری به فرشته...

 شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت...

 فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت...

 خدا گفت دیگر تمام شد...دیگر زندگی برای هر دو تان دشوار می شود...

 زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود،زمین برایش کوچک است... و

 فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد،آسمان برایش کوچک است.

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در سه شنبه 25 تیر1387  |
 حتی اگر نباشی.....

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را

می جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آن چنان که درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره خواب را

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل

یا آن چنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی می آفرینمت

 چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

|+| نوشته شده توسط خبیث خان در دوشنبه 19 آذر1386  |
 
 
بالا